امروز در حال خواندن غزلی از شمس تبریزیِ مولانا بودم؛ «ای یوسف خوش نام ما خوش می روی بر بام ما» لذت بردم و هی با خودم می خواندم تا به این بیت رسیدم:
«هر دم رسولی می رسد، جان را گریبان می کشد
در دل خیالی می دود، یعنی به اصل خود بیا»
این یک بررسی از دلیل ایجاد تلنگر منبع زنده است که آدم ها را (چه ایرانی و غیر ایرانی) به اصل و اصالت و هویت های فراموش شده سوق می دهد.
گویا شاعر می دیده است که روزگاری می آید اهداف پیام رسانان الهی از سوی بشر تکنولوژی زده، پی گیری نمی شود که هیچ، به ستیز و طعنه و تمسخر هم کشیده می شود و اینک در روزگاری به سر می بریم که اخلاق، خیالی شده است و ما خیالاتی تر!
چه کنیم که اصالت ها، جای خود را به تأثیر از پروپاگاندای رسانه ای داده است.
تبلیغات کالا و ماشین و خانه و جراحی های زیبایی چنان مسحورمان کرده است که گویا هیچ پیامبری نیامده و هیچ قصه ای پیش از ما نبوده است و هر چه هست همین یوسف هایی ست که مدرنیته بر بام ما فرود آورده است و نه هیچ یوسف دیگری!
برچسب:
نویسنده: محمد پورحسین