مگر یک دل بیچاره ای که طوفانی است
تمام من یکسره می خواند از نامه های تاریخی
به گل نشسته است حس شاعرانه من
کمی بی تو حوصله ام سر رفت
و یاد تو در یاد من، سراسر هست...
یتیم می شود این فصل، فصل شاخه های ندار
همین که گنجشک شدم روی دست زمستان، خدا را شکر!
برچسب:
نویسنده: محمد پورحسین