اما صداها می ماند
اینجا رنگ ها در هم گره افتاده اند
دستهایم چقدر مشتاق است
برای رو شدن
بامزه ترین ثانیه ها پیش روی توست
مزه تلخ رو شدن...
این سکانس آخر است
فریادم را به خاطر نسپار
آخر دردم
میل ندارم
در حوالی غروب شدنم تو در درد من حلول کنی...
این سکانس آخر است
کمی تماشایم کن
اما فریادم را شنیده مگیر
تمام.
برچسب:
نویسنده: محمد پورحسین