خرید بک لینک

فواره میزند از خشم، بغضم به دهان
این مرد چه بی قرار است بی قرار 
آن لحظه که فرو میریزد اشک از پنجره چشم تنم 
بر سفره گونه
افطار است
اشکها سرازیر میشود 
و من سر به زیر 
و تو سر به هوا 
گویا دلت خنک شد 
از آواز هق هقهایم 
چه سنگدل بودی و روحم خبر نداشت

علی اسفندیار 
ادبیات نویسندگی نویسندگی خلاق

برچسب: نویسنده: محمد پورحسین تاريخ: جمعه 9 ارديبهشت 1401 ساعت: 15:27

کنعانیان را خبر نکنید 
کسی قدر یوسف را نمیداند 
چاه همان چاه است 
و این بیابان همچنان گرگهای خیالی دارد 
بگذارید یوسف همان یوزارسیف بماند
بگذارید یعقوب در فراق یوسف زاری کند
بگذارید مردم بشنوند 
و چشم نابینای او را ببینند 
کنعان، «بیحضور یوسف» به شهرت رسیده است
و یوسف در پی افتادن در چاه
اینجا هر چه بیشتر نباشی
مالکترینِ مصر میشوی.

#علی_اسفندیار

برچسب: نویسنده: محمد پورحسین تاريخ: جمعه 9 ارديبهشت 1401 ساعت: 15:27

ابرها بر دود چیره میشوندتهران یک تنه بارانی میپوشدصبح، صف نان بربری، شتاب بارانخیسی سردوش کتو رفتنِ یک لحظه خستگی از دوشملطافت باران را میبینم همین که روی لباسم مینشیند و غلت میزند پایین، روی کفشم و بعد سُر میخورد روی آسفالت و بعد با زمین میآمیزد فرق باران با آتش همینجاستآتش را تا لمس نکنی، سوختنی در کار نیست اما باران همین که روی لباس آدم جلویی صف نان می نشیندتمام وجودت تر و تازه میشودمثل چشمک همان نان داغ و برشتهکه تو را هُل می دهد سر سفره...«نان و باران» اگر نباشد روزگارمان دودی استرحیل، علی اسفندیار، نویسندگی، نویسندگی خلاق، روزنوشت، پایتخت، نان داغ، باران، ادبیات ادامه مطلب

برچسب: نویسنده: محمد پورحسین تاريخ: جمعه 9 ارديبهشت 1401 ساعت: 15:27

تا امروز حالم خوب نبود، با دعای دوستان رو به بهبودی هستم... روز خبرنگار هست، امسال هم، همچون هر ساله چند جمله ای به احترام قلم های عاشق می نویسم و تقدیم می کنم به همه همکاران نازنیم که سال ها کنارشان ادامه مطلب

برچسب: نویسنده: محمد پورحسین تاريخ: چهارشنبه 24 دی 1399 ساعت: 20:06

دنبال یک فرصت بودم تا رمان «ملداش» را بخوانم؛ اثر دوست نازنینم آقا مهدی کرد فیروزجایی... از وقتی که این کتاب سرلیست کتاب های مورد علاقه ام قرار گرفت، تلاش کردم در شبکه های اجتماعی و صفحات اینستاگرام، ادامه مطلب

برچسب: نویسنده: محمد پورحسین تاريخ: چهارشنبه 24 دی 1399 ساعت: 20:06

نوشتن را اگر به یاد نسپاریم، ننوشتن ما را به خاک می سپارد

چه کنیم که راهی جز بارش کلمات نداریم

آن هم در زمانی که زمینی ها به جای این که در عشق خیس شوند خسیس شدند و خسیس.

برچسب: نویسنده: محمد پورحسین تاريخ: چهارشنبه 24 دی 1399 ساعت: 20:06

چه روزهای غریبی که غروب را مزمزه می کردم،چه روزهایی که در حیاط خلوت خاطره با تو همزبان می شدم،لالاییها در گوشم می پیچید و من، هی گوش می دادم آغاز تو را،من بودم و پیراهن یوسف،من بودم و دلداری اهالی ادامه مطلب

برچسب: نویسنده: محمد پورحسین تاريخ: چهارشنبه 10 ارديبهشت 1399 ساعت: 1:30

عاشقم کردی به عشق و جا زدی، تکلیف چیست؟

بر مسلمانی که کافر می شود پیغمبرش

همه آدم ها می دونن که این معشوقه که شایسته نازکشیدنه... اما این روزها باید جوری با معشوقت صحبت کنی که بهش بر بخوره، بیاد دنبالت و نازت رو بکشه.

برچسب: نویسنده: محمد پورحسین تاريخ: شنبه 9 آذر 1398 ساعت: 19:01

می خواهم کمی بیشتر از روزهای قبل بنویسم تا حالم خوب شود. خیلی وقت ها تقلاهای ما، برای نجات ذهنی است، در حالی که این تقلا را باید به تصویر کشید.عادت کرده ایم بسیاری از چیزهایی که دوست شان داریم را در ذادامه مطلب

برچسب: نویسنده: محمد پورحسین تاريخ: شنبه 9 آذر 1398 ساعت: 19:01

کمی نگاه می کنم به افق ها، به هر طلوع، به تبسم ترین لحظه دیدار، به آن شکوه مردمک آشنا

کمی به سرنوشت شاعرانه خودم می گریم، کمی به درد، کمی به تلخند مورچه ها که ریز ریز می روند روی اراده ام ... روی اعصابم، روی ماهم تا خیره شوم به ماهم.

امان از این ریزه میزه ها

امان از مورچه های فداکار که تقلا می کنند بفهمم ماهم را...

برچسب: نویسنده: محمد پورحسین تاريخ: شنبه 29 تير 1398 ساعت: 3:36

مهربون باش یه دنیا

اما خانه به دوش نکن کسی را

با حرف ها

با غیبت ها

با تهمت ها

خانه بدوش کردن "دل" یعنی آواره کردن یه انسان

یعنی ترکاندن بغضی در عصرهای جدید هوا و هوس

و عصر کمبود معنا.

برچسب: نویسنده: محمد پورحسین تاريخ: شنبه 29 تير 1398 ساعت: 3:36

من سکوت نمی کنم

آنقدر می خوانم تا هیاهوی غیبت خاموش شود

تا هوس انتظار پایان یابد

تقدیست می کنم ای پرواز

ای مهربان ترین لحظه حضور

برچسب: نویسنده: محمد پورحسین تاريخ: شنبه 29 تير 1398 ساعت: 3:36

شقایق ها وقتی به دنیا می آیند لبخند می زنند با آرایشی سرخ

شقایق ها وقتی می میرند به اندازه تعدادشان پروانه خلق می شود

پروانه هایی با بال های رنگین

نقطه شروع پرواز

تولد شقایق هاست

برچسب: نویسنده: محمد پورحسین تاريخ: شنبه 29 تير 1398 ساعت: 3:36

هوای تو دارم

سکوت را باید مزمزه کرد

کمی دیرتر بیا به سراغم

جوانه خواهم زد

...

برچسب: نویسنده: محمد پورحسین تاريخ: شنبه 25 اسفند 1397 ساعت: 13:08

میان من و تو

یک آه فاصله است

قدم بگذار به زمین آرزوهای یک تنها

شبانه محفل خاموش منتظرت بوده ست

قرار کجا رفت

که نیست فراق را محمل

...

برچسب: نویسنده: محمد پورحسین تاريخ: شنبه 25 اسفند 1397 ساعت: 13:08

صفحه بندی